علّت‌ ظهور نور توحيد در قيامت‌

روند در جائي‌ كه‌ اين‌ طبيعت‌ و اسباب‌ و مسبّبات‌ بدون‌ اثر است‌، مي‌فهمند كه‌ حقيقت‌ از چه‌ قرار است‌ كَانَ اللَهُ وَ لَمْ يَكُنْ مَعَهُ شَيْءٌ خداست‌ و چيزي‌ با خدا نبوده‌ است‌.

و معلوم‌ است‌ كه‌ افعالي‌ كه‌ به‌ خدا نسبت‌ داده‌ ميشود براي‌ ثبات‌ است‌ و هميشگي‌ است‌، در عالم‌ الوهيّت‌ ماضي‌ و مضارع‌ معني‌ ندارد، بنابراين‌ جمله‌ وَ الانَ كَمَا كَانَ از خود اين‌ حديث‌ شريف‌ استنتاج‌ ميشود و نيازي‌ به‌ حديث‌ ديگر نداريم‌. خداوند پيوسته‌ بوده‌ و چيزي‌ با خدا نبوده‌ است‌ و هم‌ اكنون‌ چنين‌ است‌، چيزي‌ با خدا نيست‌. چگونه‌ موجودات‌ سرابيّۀ باطله‌ در مقابل‌ وجود و ذات‌ حضرت‌ حقّ جلّ و علا اظهار وجود كنند، كه‌ غيرت‌ حضرت‌ حقّ و اسم‌ جلالش‌ بنيادشان‌ را بر خواهد كند؟

خداوند هميشه‌ بوده‌ و خواهد بود و صفات‌ خدا پيوسته‌ با اوست‌. خداوند در ذات‌ خود و در اسماء و صفات‌ خود و در افعال‌ خود واحد است‌ و هميشه‌ اين‌ توحيد با او بوده‌ و خواهد بود. خداوند در همۀ عوالم‌ واحد است‌ و موَحَّد، و تأثير صفات‌ او در عالم‌ توحيد، در قيامت‌ تنها نيست‌؛ در اينجا واحد است‌ و در قيامت‌ نيز واحد است‌.

چيزي‌ با خدا نبوده‌ و نخواهد بود وَ الانَ كَمَا كَانَ. پس‌ زيد و عمرو كيستند؟ عِلل‌ و اسباب‌ چيست‌؟

همه‌ هر چه‌ هستند از آن‌ كمترند كه‌ با هستيش‌ نام‌ هستي‌ برند

يَـٰٓأَيـُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَآءُ إِلَي‌ اللَهِ وَ اللَهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ. [22]

«اي‌ مردم‌! شما همگي‌ نيازمندان‌ و محتاجانيد بسوي‌ خدا! و خداوند تنها اوست‌ كه‌ بي‌نياز است‌؛ و اوست‌ تنها كسي‌ كه‌ محمود و پسنديده‌ و مورد ستايش‌ و تعريف‌ است‌.»

در وقت‌ ظهورِ نور توحيد، مشاهده‌ ميشود كه‌ اين‌ كوههاي‌ سخت‌، به‌ قدر يك‌ پَر كاه‌ از خود قدرت‌ و عظمت‌ ندارند، در حاليكه‌ اگر واقعاً مانند عِهن‌ منفوش‌ (پشم‌ زده‌ شده‌) در هوا متلاشي‌ ميشدند باز وجودي‌ داشتند.

ولي‌ جبال‌ و همۀ موجودات‌ بدون‌ استثناء موجوديّت‌ و شخصيّت‌ خود را در قبال‌ ظهور نور توحيد از دست‌ ميدهند. و در عالمِ طلوع‌ نور توحيد، شمع‌هاي‌ نيم‌ سوختۀ ضعيف‌ چه‌ نوري‌ دارند؟

چون‌ عالم‌ عوض‌ ميشود همۀ موجودات‌، هستي‌ خود را مي‌بازند. عيناً مانند قطعات‌ بزرگ‌ يخ‌ كه‌ بر درّه‌ها و عَقَبات‌ و توچال‌ها، در فصل‌ زمستان‌ با نهايت‌ صلابت‌ از خود اظهار وجود نموده‌، ولي‌ همينكه‌ آفتاب‌ تَموز بر آنها بتابد رفته‌ رفته‌ آب‌ شده‌ و بكلّي‌ شخصيّت‌ خود را از دست‌ ميدهند.

طَلَعَ الشَّمْسُ أيُّها الْعُشّاقْ                 فَاسْتَنارَتْ بِنورِهِ الافاقْ

«اي‌ عاشقان‌ و دلباختگان‌ لقاء و جمال‌ حضرت‌ احديّت‌! اينك‌ بدانيد كه‌ خورشيد طلوع‌ كرده‌ است‌! و تمام‌ افق‌ها به‌ نور او روشن‌ و منوّر گرديده‌اند!»

پاورقي

[1] ـ مطالب‌ گفته‌ شده‌ در روز بيست‌ و هفتم‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌.

[2] ـ آيۀ 19 و 20، از سورۀ 78: النّبأ

[3] ـ آيۀ 87 و 88، از سورۀ 27: النّمل‌

[4] ـ آيۀ 16، از سورۀ 40: غافر

[5] -قسمتي ازآيه 33 از سوره 40: غافر

[6] ـ ذيل‌ آيۀ 47، از سورۀ 42: الشّورَي‌

[7] ـ آيۀ 41، از سورۀ 44: الدّخان‌

[8] ـ آيۀ 123، از سورۀ 2: البقرة‌

[9] – آيه 48 ازسوره 2: البقره

[10] ـ آيۀ 19، از سورۀ 82: الانفطار

[11] ـ قسمتي‌ از آيۀ 105، از سورۀ 11: هود

[12]ـ آيۀ 42، از سورۀ 4: النّسآء

[13] ـ قسمتي‌ از آيۀ 84، از سورۀ 43: الزّخرف‌

[14]ـ آيات‌ سورۀ 112: الإخلاص

[15] ـ قسمتي‌ از آيۀ 111، از سورۀ 20: طه‌

[16] ـ «ديوان‌ شيخ‌ عراقي‌» ص‌ 123

[17] ـ قسمتي‌ از آيۀ 165 و آيۀ 166، از سورۀ 2: البقرة‌

[18] – از اشعار نظم السلوك تائيه كبري ابن فارض ص69 و 70

[19] ـ ذيل‌ آيۀ 62، از سورۀ 33: الاحزاب‌؛ و قسمتي‌ از آيۀ 43، از سورۀ 35: فاطر (به‌ عبارت‌ فَلَن‌ تَجِدَ)؛ و ذيل‌ آيۀ 23، از سورۀ 48: الفتح‌

[20] – ذيل آيه 43 از سوره 35: فاطر

[21]ـ آيۀ 83، از سورۀ 36: يس‌ٓ

[22] ـ آيۀ 15، از سورۀ 35: فاطر

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :