index
و اما فواید دنیویه عدالت از آن بیشتر که به دستیاری خامه، شرح آن توان داد. و دردفتر و نامه بیان آن را توان نمود. و چند فایده آن قلمزد خامه دو زبان می گردد.

اول آنکه: به عقل و نقل و تجربه و عیان ظاهر و روشن است که: این شیوه پسندیده مایه تحصیل دوستی نزدیک و دور، و باعث رسوخ محبت پادشاه و فرمانفر ما در دلهای سپاهی و رعیت است.

شهر و سپه را چو شوی نیکخواه

نیک تو خواهد همه شهر و سپاه

دوم آنکه: به این صفت خجسته نام نیک پادشاه در اطراف و اکناف عالم مشهور، وتا صفحه قیامت به بلند نامی مذکور می گردد. و هر لحظه دعای خیری عاید روح بزرگوارش می شود. نمی بینی که زیاده از هزار سال است که «انوشیروان» (29)عادل در بستر خاک خفته و زبان اهل عالم به نام نامیش مزین، و طناب عمر چندین هزار سلطان به تیغ اجل گسسته، هنوز آوازه زنجیر عدلش در گنبد گردون پیچیده است.

سوم آنکه: شیوه عدالت و دادخواهی، باعث دوام و خلود سلطنت می گردد، چون دولت سرای پادشاهان را پاسبانی از این هشیارتر، و کاخ «رفیع البنیان» (30)سلاطین رانگاهبانی از این بیدارتر نیست.

عدل باشد پاسبان نامها نی به شب چوبک زنان بر بامها

جناب مستطاب امیر المؤمنین – علیه السلام – می فرماید: «از ملوک و فرماندهان، هر کس که به عدل و داد عمل کند خدای – تعالی – دولت او را در حصار امن خودنگاهدارد. و هر که جور و ستم نماید به زودی او را هلاک گرداند» .

و نیز از کلمات آن حضرت است:

«حسن السیاسة یستدیم الریاسة»

یعنی: «نگاهداری رعیت بر وجه نیکو کردن، باعث دوام ریاست، و بقای آن می گردد» . (31)

چو سلطان به فرمان داور بود

خدایش نگهبان و یاور بود

گزند کسانش نیاید پسند

که ترسد که در ملکش آید گزند

چهارم آنکه: «شیمه» (32)کریمه دادگری و صفت خجسته رعیت پروری سبب خوشی احوال روزگار، و باعث آبادی هر کشور و دیار است.

به قومی که نیکی پسندد خدای

دهد خسرو عادل نیکرای

چو خواهد که ویران کند عالمی

نهد ملک در پنجه ظالمی

[447]حتی اینکه حسن نیت پادشاه را نیز در این معنی تاثیری عظیم، و دخلی تمام است.

چنان که کلام صدق نظام امیر المؤمنان – علیه السلام – بدان تصریح فرموده که: «اذاتغیرت نیة السلطان تغیر الزمان» یعنی: «چون نیت پادشاه، از نیکی منحرف گردد، احوال زمانه فاسد، و اوضاع روزگار تباه می گردد» . (33)

چو نیت نیک باشد پادشه را

گهر خیزد به جای گل گیه را

فراخیها و تنگیهای اطراف

ز عدل پادشاه خود زند لاف

پنجم آنکه: پادشاه کشوری که به عدالت مشهور گردد بسا باشد که پادشاهان سایراقالیم را «عرق حمیت» (34)به حرکت آمده ایشان نیز طریقه دادگستری و رعیت پروری پیشنهاد خود ساخته و او نیز در ثواب همه اینها شریک خواهد بود. و باشد که سپاهی و رعایای سایر ممالک، به واسطه عدالت این پادشاه، بلاد خود را به کارکنان او سپارند، وبه واسطه عدالت، مملکت وسیع گردد.

ششم آنکه: پادشاهی که به عدالت موصوف، و به دادخواهی معروف گردید، او رادر اطراف و اقطار عالم، شان و شوکتی دیگر، و در نظرها عظم و وقعی بیشتر است.

حرمت او در دلها متمکن، و حشمت و بزرگی او در خاطرها رسوخ می کند.

و به این جهت، شاه ولایت پناه فرمودند:

«تاج الملک عدله»

یعنی: «تاج پادشاه، که به آن سرافراز، و از عالمیان ممتاز است، عدالت اوست» . (35)

و هم از آن جناب مروی است که: «زین الملک العدل» یعنی: «زینت پادشاه، عدالت است» . (36)

آری: شهریاران ذوالاقتدار، چه جامه در بر خواهند کرد که فاخرتر از جامه نیکنامی باشد؟ و کدام کمر بر میان خواهند بست که قیمتی تر از کمر سعی و اهتمام در تمشیت «مهام» (37)کافه انام بود؟ پرتو کدام تاج و هاج به لمعان نور افسر عدل می تواند بود؟ وکدام سریر بلند با کاخ دلهای معمور فقیران برابری تواند کرد؟ «کمیتی» (38)خوش خرام تراز خوش رفتاری با خلق خدا نتوان رسید. و گوشی بلند آوازتر از بلند آوازگی فریادرسی دادخواهان نتوان شنید. از مال دنیا چه به دست آید که بهتر از دلهای دردمندان باشد؟ واز اسباب بزرگی، چه جمع خواهد شد که عزیزتر از خاطر مستمندان بود؟ موکب شاهنشاهان را دور باشی چون راندن ظالمان از ساحت قرب خود نیست. و درگاه خسروان را «یساول» (39)و چوبداری چون راه ندادن جور پیشگان به حضرت خود، نی.

هفتم آنکه: عدالت و رعیت پروری، باعث تحصیل دعای دوام دولت، و خلودسلطنت می گردد. و

[448]همه رعایا و کافه «برایا» (40)شب و روز به دعای او اشتغال می دارند. وبه این جهت از عمر و دولت برخوردار می گردد.

آری: آنچه از دعای رنگ زردان آید از شمشیر مردان نیاید. و کاری که از آه فقیران بر آید از نیزه دلیران نیاید.

دعای ضعیفان امیدوار

زبازوی مردی به آید به کار

هر آن کاستعانت(41)به درویش برد

اگر بر فریدون زد از پیش برد

هشتم آنکه: چون پادشاه، طریقه عدالت را پیشنهاد خود گردانید همه اصناف عالم فراغ بال به مکاسب و مقاصد خود اشتغال نمایند. و بازار علم و عمل را رونقی تازه، وگلستان شریعت را طراوتی بی اندازه حاصل گردد. و به این جهت صاحب شریعت، حفظو حراست او را نماید. همچنان که مکرر مشاهده می شود که هر فرمانروائی که سعی درحفظ ناموس شریعت نماید، و آثار دین و ملت را رواج دهد، دولت او دوام نماید. بلکه روزگار دراز دولت در دودمان او بماند. و اولاد و اعقاب او میوه درخت عدالت او رابچینند.

29. انوشیروان لقب خسرو اول بیست و یکمین پادشاه ساسانی است که در سال 531 میلادی به تخت نشست و در سال 579 از دنیا رفت. رک: فرهنگ معین، بخش اعلام30. بلند پایه.31. غرر الحکم (مترجم) ، ج 1، ص 377، ح 16.32. خوی و عادت.33. غرر الحکم (مترجم) ، ج 1، ص 311، ح 37.34. رگ، غیرت.35. غرر الحکم (مترجم) ، ج 1، ص 347، ح 12.36. غرر الحکم (مترجم) ، ج 1، ص 426، ح 23.37. کارهای مهم.38. قراول و نگهبانی که سابقا چماق نقره به دست می گرفت و درب کاخ می ایستاد یا در موکب پادشاه و امراحرکت می کرد.39. چوبداری را گویند که برای نظم صفوف و طرد و منع بیگانه، در دربار ارباب دولت باشد.40. خلائق41. طلب کمک.

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :