سلسلۀ علل‌ و اسباب‌ عالم‌ مادّه‌ داراي‌ جنبۀ ربطي‌ و الهي‌ هستند

ما تمامي‌ موجودات‌ را از روي‌ قوانين‌ صحيح‌ منطقي‌ و فلسفي‌ به‌ اين‌ سلسله‌ علل‌ و معلولات‌ نسبت‌ ميدهيم‌، و تمام‌ اين‌ سلسلۀ علل‌ صحيح‌ است‌ و غير قابل‌ تغيير.

امّا از اين‌ سلسلۀ علل‌ بيائيد بالا! و آن‌ صورت‌ خدائي‌ و وجه‌ اللهيِ موجودات‌ را تماشا كنيد!

مي‌بينيد: تمام‌ اين‌ موجودات‌ به‌ دست‌ اراده‌ و قدرت‌ خداست

‌ ملكوتش‌ به‌ دست‌ خداست‌، حقيقتش‌ ربط‌ با خداست‌. و با يك‌ لفظ‌ «كُنْ» ايجاد فرموده‌ و نگهداري‌ ميكند؛ و اين‌ موجودات‌ از نقطۀ نظر هستي‌ بدون‌ آن‌ ربط‌ سرابند و باطل‌. اگر افاضۀ رحمتي‌ بنمايد همه‌ موجودند، و گرنه‌ همه‌ معدوم‌.

عيناً مانند يك‌ كارخانه‌اي‌ است‌ اين‌ عالم‌، چون‌ در آن‌ داخل‌ ميشويد ماشين‌هاي‌ متعدّد را مي‌بينيد كه‌ هر كدام‌ مشغول‌ انجام‌ كار مخصوصي‌ هستند. يك‌ ماشين‌ موادّ اوّليّه‌ را ميگيرد و تبديل‌ به‌ چيز دگري‌ ميكند و پس‌ از تبديل‌، به‌ ماشين‌ ديگر تحويل‌ ميدهد. آن‌ ماشين‌ نيز تغيير خاصّي‌ در آن‌ ميدهد، و به‌ ماشين‌ ديگر تحويل‌ ميدهد.

همچنين‌ هر ماشيني‌ در آن‌ اثري‌ ميگذارد تا به‌ ماشين‌ آخر ميرسد، و آن‌ پس‌ از تكميلِ آن‌ مادّۀ مورد نظر، آنرا به‌ خارج‌ داده‌ و براي‌ استفاده‌ در معرض‌ ميگذارد.

شما وقتي‌ آن‌ جنس‌ را مي‌بينيد تعجّب‌ مي‌كنيد! كه‌ چطور اين‌ ماشين‌ها خود به‌ خود بدون‌ كمك‌ دست‌ و مراقبت‌ انساني‌ چنين‌ مرتّب‌ و منظّم‌، هر كدام‌ روي‌ اين‌ مادّه‌ عملي‌ انجام‌ داده‌ و سرانجام‌ به‌ شكل‌ مرغوب‌ و مطلوبي‌ مهيّا و آمادۀ استفاده‌ نمودند؟

ولي‌ وقتي‌ از كارخانه‌ بيرون‌ آمده‌ و در كمپاني‌ ميرويد، مي‌بينيد: آن‌ كسي‌ كه‌ اين‌ كارخانه‌ را به‌ حركت‌ در آورده‌ و روي‌ اين‌ معيار و اسلوب‌ دقيق‌ تنظيم‌ نموده‌ است‌ يك‌ شخص‌ است‌، كه‌ به‌ ارادۀ او اين‌ كارخانه‌ عمل‌ ميكند و با ارادۀ او خاموش‌ ميشود و از كار مي‌افتد.

اين‌ از باب‌ تمثيل‌ بود، ليكن‌ حقيقت‌ امر وجه‌ اللهي‌ نسبت‌ به‌ موجودات‌ بسيار عالي‌تر، و ربط‌ بسيار قوي‌تر است‌.

در اين‌ دنيا تمام‌ سلسلۀ علل‌ و معلولات‌، بسيار دقيق‌ و منظّم‌ كار خود را انجام‌ ميدهند. پدر، مادر، رفيق‌، شريك‌، زن‌، فرزند، رئيس‌ و حاكم‌، زمين‌، باران‌، رودخانه‌، آفتاب‌، ماه‌، ستاره‌، جزر ومدّ دريا و… همگي‌ در جاي‌ خود قرار گرفته‌ و براي‌ تأمين‌ حيات‌ ما مؤثّرند.

بطوريكه‌ در اين‌ سلسله‌ و در اين‌ روابط‌ اسباب‌ و حوادث‌، اگر يك‌ حلقۀ آن‌ از ميان‌ برود عالم‌ بكلّي‌ خراب‌ و معدوم‌ ميگردد.

اين‌ وِجهۀ خَلقي‌ است‌.

امّا وِجهۀ الهي‌ آن‌، ربط‌ كامل‌ تمام‌ اين‌ سلسله‌ و هر يك‌ از حلقات‌ اين‌ سلسله‌ به‌ خداست‌، كه‌ فقط‌ و فقط‌ نور توحيد از تُتُق‌ عالم‌ غيب‌ بر اين‌ هياكل‌ تابش‌ نموده‌ و اين‌ كارخانۀ عالم‌ وجود را به‌ گردش‌ درآورده‌ است‌، و تمام‌ اين‌ سلسله‌ مأمور به‌ امر خدا و مطيع‌ فرمان‌ او هستند، و مظاهر آيات‌ جمال‌ و جلال‌ او.

در قيامت‌ اين‌ جنبۀ وجه‌ اللهي‌ مشاهَد و محسوس‌ است‌ و وجه‌ خلقي‌ باطل‌ و سراب‌ است‌.

فَسُبْحَـٰنَ الَّذِي‌ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ. [21]

«پس‌ پاك‌ و منزّه‌ است‌ آن‌ كسي‌ كه‌ ملكوت‌ و جان‌ هر موجودي‌ به‌ دست‌ اوست‌، و بازگشت‌ شما بسوي‌ او خواهد بود.»

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :