خبرخوان

بازرگان خدا و آخرت و حکومت دموکراتیک دینی

بازرگان خدا و آخرت و حکومت دموکراتیک دینی

بازرگان خدا و آخرت و حکومت دموکراتیک دینی

هر نوع تغییر و تجدیدنظر در دیدگاه های پیشین, برخلاف بار منفی که نزد ارتدوکس ها, از چپ و راست دارد, به خودی خود نكوهیده و ناپسند نیست, چه ممکن است نشانه نوآوری و در راستای تصحیح, تکامل و یا تعدیل اندیشه های پیشین باشد و البته اگر به اندیشه های کهن بازگردد, ممکن است محافظه کارانه یا ارتجاعی ارزیابی شود معیار داوری درباره یک تجدید نظر, یا «حقایق» اند و یا «ارزش ها» و البته زمانی هم «مصلحت» ها

● مراد قرآن، از دین چیست؟

۱۶) موضوع دعوت خدا و رسول چیست، و مردم را به کدام اصول و ارزش‌ها فرا می‌خوانند؟ روشن است كه آنها دعوت به «دین» می‌كنند، آیا دین همان شریعت است، یا شریعت و احكام فقهی فقط از یک وجه متأثر از دین‌اند؟ دین مقوله‌ای مستقل از شریعت است. بازرگان در نظریه اخیر خود، دین را در دو اصل دعوت به خدا و آخرت محدود می‌كند و معتقد است كه تنها این دو هدف، از منبع وحی صادر شده‌اند. وی درباره خاستگاه و کارکرد دیگر آیات و آموزه‌های قرآنی توضیح نمی‌دهد. معدود آیات مربوط به شریعت، همگی پس از هجرت و در مدینه نازل شدند آیات معرف «دین»، علاوه بر دو مقوله خدا وآخرت، در دو گروه اصلی زیر جای می‌گیرند؛ اول آیاتی كه بیانگر جهان‌بینی توحیدی و سنت‌های خدا هستند و دوم، هنجارها و ارزش‌هایی كه مشتق از صفات خدا بوده عمل به آنها، فرد را در مسیر رشد و تعالی وجودی قرار می‌دهد و متصف به صفات خدا و صبغه و شیوه الهی می‌كند.

در تعریفی كه قرآن از دین ارائه می‌دهد، در وهله اول نظر به سنت‌ها و صفات‌ الهی دارد. آنجا كه خطاب به پیامبر خود می‌گوید، «پس روی خود را با حق‌پذیری تمام، به سوی دین كن! همان شیوه آفرینشی كه خدا بدان شیوه انسان را آفریده، آفرینش خدا تغییرپذیر نیست؛ این است همان دین پایدار، اما بیشتر مردم نمی‌دانند»(۵۴) آفرینش انسان و جهان بر اساس سنت‌ها و صفات‌ الهی انجام گرفته است، خداوند این اصول، روش‌ها و ارزش‌ها را دین نامیده و مردم را به پیروی از آنها یعنی خداگونه عمل کردن فراخوانده است.

خداوند، سرچشمه نیروی تعقل و شعورمندی، قدرت آفرینندگی، عدالت، مهربانی، شفقت، دوستی، یاوری، خیرخواهی و مدارا و عفو و گذشت است. او انسان و جهان را با همین شیوه‌ها آفریده به‌طوری كه هستی و رشد و ماندگاری آنها قائم بر همین ارزش‌هاست و انحراف از آنها زندگی را دستخوش عدم تعادل، بیماری، بحران و سرانجام فروپاشی و نابودی می‌كند و عمل به آنها موجبات رشد و اعتلا و سلامت و جاودانگی را فراهم می‌كند. توجه دادن به خدا و توصیه به حفظ ارتباط و اتصال با وی به خاطر آن است كه او چشمه فیاض و آفریننده این ارزش‌ها و توانایی‌هاست. خدا در شعور و وجدان آدمی حضور دارد، انسان خودآگاه و كوشا در راه رشد، در صورت ایجاد ارتباط و اتصال با خدا از درون شعور خود، به نسبت تقاضا و نیاز و ظرفیت خود از آن چشمه، نیرو و هدایت اخذ می‌كند. رستگاری در آخرت، محصول زیستن بر محور ارزش‌ها و صفات ‌الهی است.

با تأمل در نگرانی‌های مهندس بازرگان از پیامدهای «آمیختگی دین با زندگی سیاسی و اجتماعی» معلوم می‌شود، آفاتی كه وی بر این آمیختگی مترتب می‌داند و به مصادیق آنها در تجربه حكومت دینی جمهوری اسلامی اشاره می‌نماید، معلول مداخلات خودسرانه نهادها و مراجع مذهبی در امور متعلق به مردم اند. اجبارها و تحمیل‌هایی كه صورت می‌گیرد و حقوقی كه تضییع می‌شوند، نه فقط برخاسته از دین نیستند، كه مغایر و متضاد با سفارش‌ها و ارزش‌های دینی‌اند. برای مبارزه با آن آفات، بازرگان می‌باید با استناد به اصول و ارزش‌های دین در قرآن، روش‌ها و سیاست‌های نامناسب و ویرانگر را مورد انتقاد قرار می‌داد.

اصول و ارزش‌های دینی، هیچ‌یك تحمیلی و اجباری نیستند، خداوند عمل به آنها را به مردم توصیه كرده است و آزادی و اختیار آنها را در پذیرش یا انكار آنان به رسمیت شناخته و تنها به انذار نسبت به آثار مخرب بر غفلت و بی‌اعتنایی افراد به آن اصول و ارزش‌ها، بسنده كرده است. رهنمودهای دینی محدود به اصول و ارزش‌های كلی و اساسی جهانشمول‌اند، مثل فانوس دریایی، جهت حركت و معیارهای انتخاب و عمل را معرفی می‌كنند. انبیا نیامدند تا نیروی عقل و شعور و آزادی و اختیار مردم را به بند كشیده و یا آنها را نادیده گرفته، دور بزنند، همه مسئولیت‌های انتخاب راه و رسم زندگی و نوع رفتار و مناسبات میان افراد، برعهده خود مردم است. خداوند رهنمودهایی برای روشن كردن راه و رسم درست زیستن را تعلیم داد، اما كسی را مأمور حكومت بر مردم ننمود، پیامبران خود را مأمور تعلیم و هدایت مردم می‌دانستند و به آنچه می‌گفتند خود نیز عمل می‌كردند. هرگاه گروهی از مردم با گرویدن به دین و اعلام آمادگی برای عمل به اصول و ارزش‌های دینی، از آنها می‌خواستند، مسئولیت داوری میان آنها را برعهده گیرند، از انجام آن سرباز نمی زدند، بلکه به مسئولیتی كه مردم با رضایت به آنها محول می‌كردند، عمل می‌نمودند. توصیه خداوند به آنها و دیگر مردم این بود كه اگر شما را در مقام داوری و حكمیت قرار دادند، بر اساس حق و عدل داوری كنند، زیرا عمل منطبق بر حقیقت و عدالت یك ارزش و اصل دینی است. دین درباره شیوه اداره امور جامعه تنها به یك توصیه و راهنمایی كلی، ولی‌اساسی بسنده كرده است؛ این كه مسئولیت اداره جامعه، امری متعلق به همه مردم است و همگان در حفظ نظم و سازمان‌بخشیدن آن مسئولیت دارند و باید مشاركت كنند(۵۵) و این مهم را بر اساس شور و گفت‌وگو میان خود یعنی خردجمعی به انجام رسانند. قرآن یکی از ویژگی‌های گروندگان به دین را این می داند كه «امور جامعه خود را رأساً و با شور میان خود اداره می‌كنند»(۵۶)

مطابق این رهنمود، این مردم‌اند كه باید مسئولیت اداره جامعه خود را رأساً برعهده گرفته، با «شورا» و بر پایه خردجمعی، سازوكارها، مدل‌ها، نهادها، قوانین و قواعد و ترتیبات لازم و مناسب را كه حتی‌المقدور تحقق‌بخش ارزش‌ها و هدف‌های اخلاقی دین باشد، تعیین و انتخاب كنند. با آن‌كه خداوند انسان‌ها را آزاد و مختار گذاشته و اداره امورشان را به خودشان واگذار كرده و اراده خود را بر آنان تحمیل نكرده است، چگونه كسانی به خود حق می‌دهند، به نام خدا و با عنوان دین، حق حكومت بر خویش را از مردم سلب و اراده خود را به مردم تحمیل كنند؟ برای اثبات نادرستی این روش‌ها و مغایرت آنها با تعالیم دینی، لازم نیست كه این رهنمودهای اساسی و پر ارزش را كه ضامن رشد، سلامت، صلح و عدالت و همزیستی و دوستی و تعالی و بقای فرد و جامعه است، از دین و از اجتماع بشری حذف كنیم.

بازرگان اذعان می‌كند كه در «راه خدا»، (سبیل‌الله) همان در «راه مردم» است(۵۷) و می‌پذیرد كه بنا به گفته پیامبر «دنیا مزرعه آخرت است»(۵۸) یعنی هر آنچه «امروز» كشت كنیم، «فردا» می‌درویم. هر كس تنها محصول كشت خود را برمی‌دارد. همه همت و توجه دین، خدا و رسولان باید صرف تعالیم اصول و ملاك‌های ارزشی و رهنمودهای اساسی باشد كه موفقیت آنان را در زندگی دنیوی و فعالیت‌های امروزی تضمین كند. بدین‌ترتیب اگر میان دنیا و آخرت، معادله‌ای یك‌سویه و رابطه‌ای‌ ارگانیك برقرار باشد، جهت آن از دنیا به سوی آخرت است. نه بر عكس، یعنی اگر كسی مزرعه خود را از روی عقل و درایت و دانش كافی و با دوراندیشی و با انگیزه خدمت به خلق و رعایت مصالح و منافع ملك و ملت (سبیل‌الناس) كشت نمود و در فعالیت‌های مربوط به آن و برداشت و فروش محصول اصول و ارزش‌های دینی نظیر ابتكار و خلاقیت، عقلگرایی، عدالت و امانت‌داری و حقوق طبیعت و انسان‌ها و سلامت زمین، خاك، آب و همنوعان خود را مراعات نمود و در نتیجه بعد از هر بار تجربه و گذراندن یك دوره كشت و زرع، بر توانایی‌های علمی و عملی و قدرت ابتكار خود افزود و روحیات اخلاقی و عدالتخواهی و نوعدوستی و مهربانی و گذشت و انصاف و مدارا در وی تقویت شد، قطعاً با این كار سرمایه پرارزشی برای یك زندگی برتر و حقیقی در فردا و فرداها (آخرت) برای خود فراهم و انباشت كرده است.

اگر كسی در جریان فعالیت‌های امروزی خود، در هر زمینه و با هر مهارت و تخصص، تنها به كسب سود مادی یا ارضای خواسته‌های فردی با هر وسیله و هر روش ـ هر چند خلاف اصول و ارزش‌های اخلاقی و ویرانگر برای محیط زیست و زندگی و سلامت دیگران و به بهای تضییع حقوق دیگر مردم ـ تلاش كند، اگر از هوش و مهارت كافی برخوردار باشد، در مناسبات غیرتوحیدی موجود صاحب ثروت‌های كلان یا قدرت و مقام بالا خواهد شد كه ممكن است برای این زمان و درون این مناسبات او را به هدف‌هایش برساند. اما از سرمایه‌های معنوی یعنی نیروی آفرینش فكری، هنری و اخلاقی، از قدرت عشق و مهر‌ورزی، از روحیه عدالتخواهی و همدردی، و گذشت و ایثار، از نیروی بردباری و مدارا و انصاف و امانتداری محروم می‌ماند و از این‌رو در مناسبات فردا (آخرت) كه مبتنی بر عدالت و كار و تقواست، از داشتن یك زندگی خوب و سالم و آرام محروم خواهد ماند.(۵۹)

شناخت خدا یعنی شناخت صفات و شیوه عمل الهی و پیروزی از راه خدا، یعنی سرمشق قراردادن او در بازآفرینی مدام جهان و انسان. با این كار استعدادهای فرد و در صدر آن نیروی شعور از قیدهای مختلف رها می‌شوند و قابلیت‌های درونی، آزاد و شكفته می‌گردند. عمل رهایی‌بخش و احیاكننده و رشدیابنده كه ماهیتی خلاق و تكامل‌یابنده و خود سامان‌بخش دارد و در خویشتن و محیط پیرامون، محرك و مقوم زندگی، رشد، نشاط و بارور می‌شود، “عمل‌صالح” نام دارد؛ كه در ضمن پرورش‌دهنده استعدادهایی است كه زندگی سالم، بارور، پایدار و پرنشاط را برای فرد و جامعه امكان‌پذیر می‌سازد.

● دین، جامعه و سیاست

۱۷) اگر بازرگان

۱) عمل صالح را كه با ایمان به خدا و روز آخرت همراه است از برنامه دین و هدف وحی و رسالت حذف نمی‌كرد،

۲) شناخت و باور به خدا و روز آخرت را عینیت عملی می‌بخشید، یعنی بازتاب عینی و عملی آن را روشن می‌نمود و معلوم می‌‌كرد كه شناخت خدا یعنی شناخت صفات و شیوه و رنگ‌آمیزی (صبغه) الهی و سرمشق قرار دادن آن در زندگی دنیا و زندگی آخرت محصول عمل و كشت در این دنیاست و این دو یعنی دنیا ـ آخرت اولاً نسبی و ثانیاً پی‌در پی در آمد و هستند،

۳) دین را از شریعت و فقه و عملكرد رهبران و نهادهای مذهبی جدا می‌نمود، آنگاه برای جلوگیری از بروز آفات نامبرده، دین را از عرصه حیات دنیا یعنی زندگی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ـ مادی و معنوی مردم جدا تلقی نمی‌كرد و پیروی آگاهانه، آزادانه و داوطلبانه افراد از اصول و ارزش‌های دینی ـ «سرمشق الهی» را با تحمیل عقیده و نفی اختیار و آزادی و حكمرانی و مداخله خودسرانه در زندگی فردی و اجتماعی، یعنی سلب آزادی و حق انتخاب و حاكمیت و مشاركت از مردم ـ هر چند به‌نام دین انجام گیرد ـ معلول آمیختگی دین با سیاست و اجتماع تلقی نمی‌كرد.

اصول و ارزش‌های الهی، از طریق خواست ارادی و شعور و عقلانیت گروندگان وارد جامعه می‌شود و در عرصه عمومی در رفتار فردی و روابط و مناسبات اجتماعی تبلور و انعكاس پیدا می‌كند و آنها را سمت و سو و رنگ و بویی خدایی می‌بخشد. اگر سیاست به معنای وسیع آن تعامل قدرت در سراسر جامعه میان همه افراد، نهادها و اقشار اجتماعی است و محدود به حوزه حكومت نمی‌باشد، ارزش‌های دینی از طریق افراد مؤمن در تعامل میان آنان در همه عرصه‌های زندگی تأثیر می‌گذارد و آنها را تلطیف، انسانی و الهی و عادلانه و همدلانه و مهرآمیز و عاری از خشونت و سلطه و تجاوز می‌كند. ورود ارزش‌های دینی در تعامل درون حوزه حكومت، بر طبق همین آموزه‌ها با رضایت مردم و در جریان گفت‌وگو و «شور» میان آنها، در میثاق‌های اجتماعی و قوانین و مقررات مصوب، با روش‌های دموكراتیك، انعكاس می‌یابد و در نظام تصمیم‌گیری و سیاستگذاری اثرگذار می‌شود. بدین ترتیب، بی‌آنكه آزادی و اختیار و حق حاكمیت مردم و اصول و روش‌های دموكراتیك نفی شوند، ارزش‌های دینی در جامعه می‌تواند پیامد ماندگار مطلوب از خود بر جای گذارد.

حبیب الله پیمان

پی‌نوشت‌ها:

۱ـ راه طی شده، ص ۵۳. ۲ـ همان. ۳ـ “كنتم خیر امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر.” ۴ـ همان. ۵ـ خدا و آخرت، ‌ص ۹۲ و ۱۰۳. ۶ـ “هوالذی بعث فی‌الامیین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزكیهم و یعلمهم الكتاب والحكمه.” ۷ـ بعثت و ایدئولوژی، ۹ـ۲۷۸. ۸ـ همان، ص ۲۸۲. ۹ـ همان ص ۳۰۲. ۱۰ـ آخرت و خدا، ص ۳۷. ۱۱ـ راه طی شده، ص ۴۳. ۱۲ـ همان، ص ۵۱. ۱۳ـ همان، ص ۴۹. ۱۴ـ همان، ۵۳. ۱۵ـ خدا و آخرت، ص ۲۶. ۱۶ـ راه طی شده، ص ۵۴. ۱۷ـ همان، ص ۵۵. ۱۸ـ آخرت و خدا، ص ۳۳. ۱۹ـ راه طی شده، ص ۵۷. ۲۰ـ اسلام مكتب مبارز و مولد، ص ۹. ۲۱ـ آخرت و خدا، ص ۳۳. ۲۲ـ آخرت و خدا، ص ۲۹. ۲۳ـ اسلام مكتب مبارز و مولد، ص ۸. ۲۴ـ همان، ص ۱۰. ۲۵ـ همان، ص ۲۴. ۲۶ـ همان، ص ۱۸. ۲۷ـ همان، ص ۱۱. ۲۸ـ مرز میان دین و سیاست، ص ۷. ۲۹ـ بعثت و ایدئولوژی، ص ۳۲۶. ۳۰ـ بعثت و ایدئولوژی، ص ۳۰۶ و ۳۰۷. ۳۱ـ همان، ص ۲۹۶. ۳۲ـ آخرت و خدا، ص ۷۴. ۳۳ـ آخرت و خدا، ص ۷۶. ۳۴ـ عنكبوت، ۲۸. ۳۵ـ همان، ۲۹. ۳۶ـ عنكبوت، آیات ۳۰ تا ۳۳. ۳۷ـ ن.ك: آخرت و خدا، ص ۱۰۳. ۳۸ـ آخرت و خدا، ص ۹۲ـ۹۱. ۳۹ـ آخرت و دنیا، ص ۷۹. ۴۰ـ همان، ص ۷۷. ۴۱ـ همان، ص ۷۸. ۴۲ـ آخرت و خدا، ص۱۰۳. ۴۳ـ همان، ص ۹۳. ۴۴ـ همان، ص ۹۹. ۴۵ـ انعام، ۱۲۲. ۴۶ـ بقره، ۲۸. ۴۷ـ بقره،۱۶۴ و روم، ۲۴. ۴۸ـ روم، ۱۹ و زخرف، ۱۱. ۴۹ـ طه، ۵۵. ۵۰ـ قلم، آیات ۳۳ـ۲۹. ۵۱ـ اسراء، ۷۲. ۵۲ـ عنكبوت،۶۴. ۵۳ـ انفال، ۲۴. ۵۴ـ روم، ۳۰. ۵۵ـ “كلكم راع و كلکم مسئول عن رعیته”. ۵۶ـ شورا. ۵۷ـ آخرت و خدا، ص ۷۷. ۵۸ـ همان، ص ۷۶. ۵۹ـ شورا، ۲۰ و اسراء، ۱۸تا۲۰.

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :