خبرخوان

بازرگان خدا و آخرت و حکومت دموکراتیک دینی

بازرگان خدا و آخرت و حکومت دموکراتیک دینی
بازرگان خدا و آخرت و حکومت دموکراتیک دینی

هر نوع تغییر و تجدیدنظر در دیدگاه های پیشین, برخلاف بار منفی که نزد ارتدوکس ها, از چپ و راست دارد, به خودی خود نكوهیده و ناپسند نیست, چه ممکن است نشانه نوآوری و در راستای تصحیح, تکامل و یا تعدیل اندیشه های پیشین باشد و البته اگر به اندیشه های کهن بازگردد, ممکن است محافظه کارانه یا ارتجاعی ارزیابی شود معیار داوری درباره یک تجدید نظر, یا «حقایق» اند و یا «ارزش ها» و البته زمانی هم «مصلحت» ها

به علاوه وقتی مردم متوجه شدند كه دین و شریعت قادر به جوابگویی به همه مسائل بی‌شمار و نوظهور علمی و انسانی و حل مشكلات فردی و اجتماعی دنیا نیستند، از دین منصرف شده از آن سلب ایمان و امید می‌كنند. وی معتقد است “دین نه برای پاسخگویی به مسائل علمی و عملی ‌جهان و نه به منظور درمان دردهای آدمی و مشكلات دنیایی… چنین انتظار و پشتوانه محكم و مستندی در كتاب و سنت نداشته «و صرفاً مخلوق آمال و افكار بشری است.”(۴۳)

آفات دیگری هم بر ورود دین به اجتماع و سیاست مترتب می‌داند، مانند “تصرف دین و دولت به دست رهبران شریعت، تبدیل‌شدن دین به كالای شیطان و تقویت شعارهای انحرافی دین برای دنیا یا ترك دنیا به‌خاطر دین” … و دست آخر نتیجه می‌گیرد كه تأكید بر این اعتقاد كه پیامبران خدا صرفاً خبر دهندگان و تدارك‌ كنندگان قیامت و آخرت و معرفی‌كنندگان خالق یكتا بوده‌اند و دنیا كشتزار و معدن فعالیت و تربیت آدمی برای حیات جاودان و خدایی شدن انسان است، یك ضرورت نیروبخش برای بقای دین و دنیا و نگاهداری انسان‌ها در چنین روزگار سراسر رنج و بلا(۴۴) است . وی به رغم تأكیدی كه بر اهمیت نقش دنیا به عنوان بستر و كشتزار تربیت انسان برای آخرت دارد، التفات دین را به زندگی دنیا و امور مربوط به آن انکار می‌کند و آن را صرفاً معطوف به همان دو مفهوم خدا و آخرت می‌نماید.

● مفاهیم «دنیا، آخرت» و «مرگ و زندگی»

۱۵) بازرگان حتی این دو مفهوم را به‌درستی توضیح نمی‌دهد. برخلاف آنچه عنوان شده، مرگ و زندگی تنها بعد فیزیكی ندارند. قرآن از مرگ فكری و عقلی و معنوی (و روحی) هم سخن گفته است. قرآن، انسان جاهل و خودبیگانه را مرده‌ای می‌نامد كه تنها زیر تأثیر نور دانش و آگاهی كه از درون شعور وی شعله می‌كشد، زنده می‌گردد و در روشنایی آن راه خود را به جلو می‌گشاید: «آیا كسی كه مرده (فكری و ذهنی) بود و زنده‌اش گردانیدیم و برای او نوری پدید آوردیم تا در پرتو آن در میان مردم راه برود، چون كسی است كه گرفتار در گور تاریكی‌های (جهل و كوردلی) است و از آن بیرون آمدنی نیست»(۴۵) معاد، تجدید حیات و آخرت نیز تنها یك‌بار آن هم پس از مرگ و فروپاشی منظومه‌شمسی رخ نمی‌دهد، بلكه سنت مرگ و تجدید حیات در طبیعت در جامعه انسانی پیوسته تكرار می‌شود و دنیا و آخرت، مرگ و قیامت، پی‌در‌پی فرا می‌رسند. در آستانه بعثت، بیشتر مردم در مرگ معنوی ـ فكری و اخلاقی ـ بسر می‌بردند. به زبان قرآن آنها مردمی مرده (معنوی و فكری) بودند، پیامبران با دادن آگاهی و روشنگری، با فعال‌كردن نیروی شعور و بیدار كردن وجدان و اراده آزاد در درون آنها آن وجودهای مرده را زنده كردند. یعنی شعور و وجدان به خواب مرگ فرورفته شان را بیدار نمودند. این مرگ و زندگی‌ها كه از پی هم می‌رسند و رستاخیزها كه تكرار می‌شوند، همه برای تحول و تكامل انسان به‌سوی آگاهی و شعور و خلاقیت و رشد بیشتر یعنی نزدیكی و همانندی بیشتر به خداست؛ «چگونه خدا را منكرید، با آنكه مردگانی بیش نبودید و شما را زنده كرد، باز شما را می‌میراند و باز زنده می‌كند و به سوی او بازگردانده می‌شوید».(۴۶) او، پیوسته از دل مرگ، زندگی و از دل زندگی، مرگ را بیرون می‌كشد. مفهوم مرگ و زندگی گسترده‌تر از صرف مرگ و حیات جسمانی و بیولوژیك است.

در فرهنگ قرآن هر دوران و یا حالتی از غفلت و ناخودآگاهی یا از خودبیگانگی معادل مرگ است و زنده شدن مساوی خودآگاه شدن. ظهور خودآگاهی، از پی یك دوره غفلت و بی‌خبری است و آن به نوبه خود آغاز قیامتی است و تجربه آخرتی. یعنی مشاهده نتایج كرده‌های پیشین و رویارویی با حالاتی از رنج و درد (عذاب) ناشی از احساس ناتوانی و محرومیت و پشیمانی و حسرت و یا شادی، نشاط و رضایت‌خاطر ناشی از سبكباری، بالندگی، اعتماد به‌‌نفس و دیگر توانایی‌های وجودی مثل بهره‌مندی از قدرت فهمیدن، آفریدن، مهرورزیدن و گره‌گشایی از مشكلات و معماها. از همین‌روی، توالی مرگ و زندگی را در انسان و جامعه انسانی به مرگ و زندگی «زمینی» تشبیه می‌كند، كه به‌ظاهر مرده است؛ زیرا بذرهای زندگی در دل آن مدفون و بی‌حركت و خاموش‌اند. پس از آنكه باران بر آنها باریدن گیرد، بیدار و فعال می‌شوند و زندگی از سر می‌گیرند؛(۴۷) سپس نتیجه می‌گیرد که «شما نیز این‌گونه از گور جهل، ناخودآگاهی، مرگ فكری و اخلاقی خارج می‌شوید»(۴۸)

قرآن تصریح می‌كند كه زندگی و مرگ و تجدید حیات ما همه در همین زمین (جهان) صورت می‌گیرد.(۴۹)

زندگی كنونی تا مرگ و فروپاشی منظومه شمسی یكسره «دنیا» نیست، بلكه مجموعه‌ای از دنیا و آخرت‌ها، قیامت‌ها و دوزخ و بهشت‌هاست، البته در مراتبی پایین‌تر و محدودتر از آنچه در نهایت انتظار می‌کشیم. در سوره قلم نمونه‌ای زنده و آشنا از این نوع قیامت‌ها، عذاب و رنج‌هایی برخاسته از خودآگاه‌شدن و حسرت بر غفلت‌ها و زشتكاری‌ها و احساس محرومیت ناشی از ناتوانی و كژروی‌ها به تصویر كشیده شده است. از سرگذشت باغدارانی «غافل» و خودخواه سخن می‌گوید كه در آنها نیروی شعور و تعقل و عواطف انسانی و سرچشمه فضایل اخلاقی خشكیده و خاموش ، و دچار مرگ معنوی و درونی شده بودند. آنان، به داشته‌ها و دارایی‌های خود مغرور و نسبت به حقوق بینوایان و محرومان بی‌اعتنا بودند و نقطه اتكایی جز ثروت و مكنت خود نمی‌شناختند. تا این که روزی در کمال بی خبری برای چیدن محصول به سوی باغ به راه افتادند. در حالی که نجواکنان به یکدیگر می گفتند «امروز نباید در باغ، بینوایی بر شما وارد شود.» ولی غافل از این که در شب غفلت و بی‌خبری‌شان، بلایی از جانب پروردگارت برگیرد، آن دارایی (باغ) به گردش در آمد و بر آن آسیب و زیان سخت وارد نمود. صبح‌گاه در حالی كه خود را بر منع و محروم‌كردن بینوایان توانا می‌دیدند، در باغ درآمدند، (ابتدا باور نكردند و) گفتند راه گم كرده‌ایم لحظه‌ای بعد متوجه شدند) و گفتند نه (از خود) محروم گشته‌ایم». در اوج سرگشتگی و گیجی و بهت‌زدگی كه در جست‌وجوی مقصر بودند و درباره خدا اندیشه بد می‌كردند و او را به دشمنی با خود متهم می‌ساختند، خردمندترین‌شان گفت آیا به شما نگفتم: چرا خدا را به پاكی نمی‌ستایید؟ گفتند: پروردگارا تو را به پاكی می‌ستاییم. ما واقعاً ستمگر بودیم، پس بعضی‌، بعضی دیگر را نكوهش كردند و گفتند: وای که سركش و مغرور بودیم (و حال كه آگاه شده‌ایم) امید است كه پروردگار ما بهتر از آن به ما عوض دهد، زیرا اكنون به سوی پروردگارمان شتافتیم. «عذاب» (مادی و دنیوی خدا) چنین است و عذاب بعدی ( که روحی و اجتماعی است) اگر بدانند بزرگتر خواهد بود.(۵۰)

در این داستان، باغداران، هنوز دچار مرگ جسمی نشده بودند. با این وجود، مرگ و زندگی معنوی و اخلاقی خویش و مراحلی از دنیا و قیامت و آخرت را دیدند و تجربه كردند و خسران و عذاب مادی و روحی و اجتماعی را چشیدند. پس هشدارها و انذار‌های خداوند نسبت به وقوع قیامت و آمدن آخرت و چشیدن عذاب یا حضور در بهشت، منحصر به وقایع بعد از مرگ و فروپاشی منظومه شمسی نیست، بلكه پیش از آن و بیشتر نسبت به مرگ زندگی روحی و فكری انسان در همین جهان و زندگی امروز نظر دارد.

«دنیا» یعنی نزدیك، همین لحظه و آغاز یك فرایند و در ضمن «پست» و ناپایدار. در برابر«آخرت» یعنی بعدی و دور و فرجام و غایت یك فرایند. مفاهیم «دنیا» و «آخرت» صفاتی هستند که با موصوفی مثل زندگی همراه می‌شوند. صفت نزدیكی و دوری هر دو نسبی‌‌اند. «زندگی دنیا» زندگی ناپایدار در برابر «زندگی آخرت» كه پایدار است. زندگی دنیوی وقتی در برابر زندگی اخروی قرار می‌گیرد، ارزش و اعتبار كمتری دارد، اما این تفاوت مرتبه یا دوری و نزدیكی، نفی‌كننده اصالت آنها نیست. نوجوانی كه دوران دبستان و دبیرستان را می‌گذراند تا مقطع امتحان ورودی به دانشگاه، در مقایسه با دوره تحصیل در دانشگاه زندگی دنیوی دارد. فعالیت‌ها و سرمایه زندگی او در این دوره ممكن است با التفات به لذات و دستاوردهای فوری و كوتاه‌مدت و محدود به همین دوره باشد و در پایان این دوره چیزی از آن دستاوردها باقی نماند و او تهیدست به لحاظ دانش و اطلاعات و توانایی و مهارت‌ها درگیر آزمون ورودی و قدم به دوره جوانی گذارد؛ که مرحله «آخرت» دوران نوجوانی او است كه ضمن آن نتایج درازمدت فعالیت‌های او ظاهر می‌شوند. اگر نوجوانی را با دوراندیشی و التفات به اهداف بلندمدت و متعالی زیسته باشد، جوانی «آخرتی» پربار، شاد و توانا و بارور خواهد داشت و شاد و راضی خواهد بود. و اگر توجه وی منحصراً معطوف به لذات و هدف‌های كوتاه‌مدت و ناپایدار و بیشتر فریبنده باشد، آخرتی همراه با رنج و دشواری و ضعف و محرومیت و حسرت خواهد داشت. بیشتر مردم از آثار و نتایج درازمدت اقدامات خود غافلند و یا به‌علت نزدیك‌بینی (دنیاگرایی) بیشتر مجذوب فعالیت‌ها و سرگرمی‌هایی می‌شوند كه دارای لذات و نتایج فوری و ناپایدارست و بر توانایی‌های وجودی و سرمایه‌‌های معنوی و فكری‌شان که زاینده و رشدیابنده است نمی‌افزاید. به همین خاطر داشتن یك زندگی اخروی خوب و پربار و شاد و رضایت‌بخش منوط به زیستی همراه با خردورزی و دوراندیشی و با التفات به هدف‌ها و ارزش‌های متعالی و ماندگاری است. هشدار پیامبران متوجه انسان‌های غافل و نزدیك‌بین و عجول‌ است؛ آنها كه چنان شیفته و مجذوب لذات و منافع فوری و ناپایدار می‌شوند كه هر عمل خلاف اخلاق و هر تجاوز و ستمی به دیگران و به خویشتن را مرتكب می‌شوند. تا با تفكر و دوراندیشی و تغییر جهت التفات خود به سوی اهداف بلندمدت و ارزش‌های پایدار و درگیرشدن در عمل خلاق و رهایی‌بخش (صالح) كه قابلیت‌های وجودی‌شان بارور شود و شخصیتی توانا و خلاق پیدا کرده، زندگی ثمربخش و خودزایایی به‌دست آورند.

پس برای داشتن یك زندگی «اخروی» مطلوب و پایدار و رضایت‌بخش، باید همه توجه ما به اصلاح زندگی دنیوی معطوف شود. از درون یك زندگی خوب و مطلوب و خلاق دنیوی، یك زندگی خوب و خلاق و پایدار اخروی زاده می‌شود، دنیا و آخرت نسبی‌اند، زندگی كنونی (دنیوی) ما در واقع یک زندگی «اخروی» است که خود محصول یك زندگی دنیوی پیشین است و خود مقدمه یك زندگی «اخروی» بعدی است که در راه است.

راه عبور به زندگی “آخرت” از درون زندگی كنونی “دنیا” می‌گذرد. میان كیفیت زندگی اخروی و دنیوی رابطه‌ای علت و معلولی برقرار است. هر دوره جدید از زندگی با چنان كیفیتی آغاز می‌شود كه دوره قبل با آن سپری شده است. «هر كس در این دنیا كور (بی‌شعور و نادان) باشد، در آخرت هم كور ذهن و گمراه‌تر خواهد بود.»(۵۱) برای بهره‌مندی از یك زندگی پایدار، پرثمر، مولد، شاد و رضایت‌بخش، در مرحله بعد (آخرت) باید هنر خوب بودن و خلاق زیستن، در دنیا را فرا گرفت. ویژگی‌های یك زندگی خوب در دنیا، هماهنگی و هم افقی با ارزش‌هایی است كه مقوم زندگی، عامل رشد، آفرینندگی و ضامن پایداری آن هستند.

«بعثت‌ها»، در جامعه‌های خواب‌زده رخ می‌دهند. آنجا كه نیروی تفكر و تعقل افراد به بند كشیده شده و مردم از كاربرد آن برای دانستن و آزاد و عاقلانه زیستن و قابلیت‌های وجودی خود را شكوفا ساختن محروم و یا عاجزند. تا «بعثت» و انذار و بیداری نباشد، روز برانگیخته شدن از گور جهل، از خود بیگانگی، مرگ فکری و روحی (یعنی بعث) هم نخواهد بود. از این رو، نخستین آموزه یا رهنمود دین، دعوت به رها ساختن نیروی تفكر از اسارت مذاهب و سنن انجماد یافته (بت‌شده) آبا و اجداد یا اراده اربابان و قدرت‌های مسلط بر مردم است.

به عبارت دیگر، بهترین مضمون و هدف دعوت پیامبران، «رهایی‌بخشی» است، بعد از کسب موفقیت‌هایی در این زمینه، از كسانی كه فكر و وجدان خود را آزاد از سلطه قدرت‌های نیرومند ساخته‌اند، دعوت می‌شود تا شعور خودآگاه خویش را از حصار تنگ نزدیك‌بینی رها سازند و اعمال خود را معطوف به افق‌های دورتر كنند، این به معنای رهاكردن حال و كناره‌گیری از زندگی دنیوی نیست. به عكس، اهداف بلند و معطوف به آینده، تلاش و پشتكار و خلاقیت و سخت‌كوشی بیشتری می‌طلبد. توشه آخرت چیزی جز توانایی‌های وجودی فرد نیست كه طی فعالیت‌های كنونی، پرورش‌یافته، شكفته و بارور می‌شوند. یک آموزه کلیدی وحی توجه‌دادن به این حقیقت است كه انسان‌ها تكیه‌گاه اصلی زندگی كنونی و آینده را نه بر «داشته‌‌ها» و «دارایی‌ها» كه بر «بودن»ها یعنی توانایی‌های وجودی قرار دهند؛ زیرا كه دارایی‌ها محصول فعالیت‌های خلاق و توانایی‌های وجودی‌اند. آنها مصرف می‌شوند و از بین می‌روند و یا فاسد می‌گردند و نابود می‌شوند. اما توانایی‌های وجودی نه فقط از بین نمی‌روند كه هر اندازه بیشتر به‌كار گرفته شوند، نیرومندتر و پربارتر می‌گردند. قرآن میان آن زندگی كه فقط به سرگرمی و مصرف دارایی‌ها و تعلقات می‌گذرد و آن زندگی كه قابلیت‌های خلاقه وجودی را رشد و پرورش می‌دهد، فرق می‌گذارد. «این زندگی دنیا (نزدیك‌بین) جز سرگرمی و بازیچه‌ای نیست و زندگی حقیقی همان زندگی آخرت (آینده‌نگر) است»(۵۲)

دعوت پیامبران به انجام فعالیت‌هایی است كه مردم را از اسارت در مرگ معنوی (فكری و اخلاقی و روحی) رهایی می‌بخشد و به آنها زندگی پایدار می‌‌بخشد. «ای مؤمنان، فراخوان خدا و رسول را به چیزی كه به شما زندگی می‌بخشد، پاسخ مثبت دهید.»(۵۳)

حبیب الله پیمان

پی‌نوشت‌ها:

۱ـ راه طی شده، ص ۵۳. ۲ـ همان. ۳ـ “كنتم خیر امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر.” ۴ـ همان. ۵ـ خدا و آخرت، ‌ص ۹۲ و ۱۰۳. ۶ـ “هوالذی بعث فی‌الامیین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزكیهم و یعلمهم الكتاب والحكمه.” ۷ـ بعثت و ایدئولوژی، ۹ـ۲۷۸. ۸ـ همان، ص ۲۸۲. ۹ـ همان ص ۳۰۲. ۱۰ـ آخرت و خدا، ص ۳۷. ۱۱ـ راه طی شده، ص ۴۳. ۱۲ـ همان، ص ۵۱. ۱۳ـ همان، ص ۴۹. ۱۴ـ همان، ۵۳. ۱۵ـ خدا و آخرت، ص ۲۶. ۱۶ـ راه طی شده، ص ۵۴. ۱۷ـ همان، ص ۵۵. ۱۸ـ آخرت و خدا، ص ۳۳. ۱۹ـ راه طی شده، ص ۵۷. ۲۰ـ اسلام مكتب مبارز و مولد، ص ۹. ۲۱ـ آخرت و خدا، ص ۳۳. ۲۲ـ آخرت و خدا، ص ۲۹. ۲۳ـ اسلام مكتب مبارز و مولد، ص ۸. ۲۴ـ همان، ص ۱۰. ۲۵ـ همان، ص ۲۴. ۲۶ـ همان، ص ۱۸. ۲۷ـ همان، ص ۱۱. ۲۸ـ مرز میان دین و سیاست، ص ۷. ۲۹ـ بعثت و ایدئولوژی، ص ۳۲۶. ۳۰ـ بعثت و ایدئولوژی، ص ۳۰۶ و ۳۰۷. ۳۱ـ همان، ص ۲۹۶. ۳۲ـ آخرت و خدا، ص ۷۴. ۳۳ـ آخرت و خدا، ص ۷۶. ۳۴ـ عنكبوت، ۲۸. ۳۵ـ همان، ۲۹. ۳۶ـ عنكبوت، آیات ۳۰ تا ۳۳. ۳۷ـ ن.ك: آخرت و خدا، ص ۱۰۳. ۳۸ـ آخرت و خدا، ص ۹۲ـ۹۱. ۳۹ـ آخرت و دنیا، ص ۷۹. ۴۰ـ همان، ص ۷۷. ۴۱ـ همان، ص ۷۸. ۴۲ـ آخرت و خدا، ص۱۰۳. ۴۳ـ همان، ص ۹۳. ۴۴ـ همان، ص ۹۹. ۴۵ـ انعام، ۱۲۲. ۴۶ـ بقره، ۲۸. ۴۷ـ بقره،۱۶۴ و روم، ۲۴. ۴۸ـ روم، ۱۹ و زخرف، ۱۱. ۴۹ـ طه، ۵۵. ۵۰ـ قلم، آیات ۳۳ـ۲۹. ۵۱ـ اسراء، ۷۲. ۵۲ـ عنكبوت،۶۴. ۵۳ـ انفال، ۲۴. ۵۴ـ روم، ۳۰. ۵۵ـ “كلكم راع و كلکم مسئول عن رعیته”. ۵۶ـ شورا. ۵۷ـ آخرت و خدا، ص ۷۷. ۵۸ـ همان، ص ۷۶. ۵۹ـ شورا، ۲۰ و اسراء، ۱۸تا۲۰.

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :